نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
شکست.... ولی...
سلام دوستان...
من شكست خوردم...اره در مقابل خانواده نيوشا كم آوردم و مغلوب شدم.همش مقصر خودم هستم من خيلي بي عرضم...
مجبور شدم كاري رو خانواده نيوشا مي خواستن با وجود اينكه ناراضي بوديم قبول كنم...اره من قبول كردم كه با عشقم...زندگيم...نفسم قطع رابطه كنم...خدااااااااااا....!
اونا فكر ميكنن با اين كارشون من و نيوشا رو از هم جدا ميكنن ولي اشتباه ميكنن...من نيوشا دلامون مال همه...
نيوشا خيلي دوستت دارم كه هنوز به من وفا داري...خيلي دوستت دارم مطمئن باش من و تو مال هميم....
خدايا خودت كمكم كن...
|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:17 |


