نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
وقتی.....
وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند گناه است
وقتی خواستم به ستایش روی آورم گفتند خرافات است.
وقتی به راستی سخن گفتم گفتند بیهوده است.
وقتی گریستم گفتندگناه است.
وقتی خندیدم گفتند دیوانه است.
وحال که سکوت کردم گفتند عاشق است.
اره عشق من من عاشقم .اما ...همه گفتند دیوانه است....
|+| نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 5:5 |

