نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
روز سوم.
سلام.
امروز غروب نیوشا زنگ زد.داشتم با دوستام میرفتم یه جای که دیدم گوشیم زنگ خورد...اره خودش بود...باور کنید متحول شدم..خیلی خوشحال بودم و بروز ندادم.جواب که دادم خوشبختانه خوشحال بود.صداشو که شنیدم دنیا جلو چشام شدد بهشت.ولی زیاد خودمو خوشحال نشون ندادم.آخه از دستش دلخور بودم.بعد از ۳ روز.خدایا شکرت که حالش خوبه.بعد از احوالپرسی سریع رفتم اعتبار گرفتم که شب بهش اس ام اس بدم.
خیلی خوشحالم...
|+| نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 22:48 |


