سلیم خان مثل اینکه قصد نداری دست از سر کچل من و نیوشا برداری....
بابا ما یه اشتباهی کردیم تو و یوکابد رو با هم اشنا کردیم اکه خودت میخواستی به اینجا کشیده نمیشد...حتما یکی از طرفین نخواستن که از هم جدا شدید دیگه چرا دعواهاتو میاری سر ما خالی میکنی....
ما تا اونجایی که تونستیم کمکتون کردیم ولی خودت خوب میدونی که اخر سر ما این وسط شدیم ادم بده!!!!!
خواستیم ثواب کنیم حسابی کباب شدیم....![]()
هر کاری عرضه میخواد....یا تو نداشتی یا یوکابد...
البته من این چند مدت رو با یوکابد که حرف میزد گفته های اون ثابت می کرد که تو.....
به هر حال تو که با ما حرف نمیزنی تا بدونیم ماجرا چیه....
حتما مقصری که حرف نمیزنی...
خودت خوب میدونی من میتونستم وساطت کنم دوباره درست شه ولی نخواستی...دفعه قبل چقدر از یوکابد التماس کردم تا بازم با تو ادامه بده و این بار هم میتونستم ولی خودت نخواستی...تازه با منم قهر مردی عین بچه ها...
حرف من:
سلیم جان...دوست قدیمیه من...توی زندگیت سعی کن به کسی تکیه نکنی.چون یک مرد خودش باید یک تکیه گاه محکم برای خانوداش باشه....به کسی وابسته نباش...سعی کن کارها و مشکلاتت رو خودت حل کنی..با گره کردن هم کاری درست نمیشه...بشین فکر کن شاید واقعا به درد هم نمیخوردین...شاید حکمتی توی این کار بوده و ۱۰۰۰ شاید دیگه....
به کسی اعتماد نکن چون توی این دوره دوست خوب پیدا نمیشه...مثل من
من دوست بدی برات بودم؟میدونم میدونم....![]()
دوستان عزیز این وبلاگ خوشگل سلیم برین نظر بدین چون خیلی دوست داره.....


