دارم از چشات میخونم باورش سخته هنوزم
تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخونم
حالا که میخوام بمونی، شعر رفتن رو میخونی
قلب من عاشق ترینه اینو از چشام میخونی
دست تو ، تو دست من بود نمیدونم کی تو رو ازم گرفت
نمیدونم که کودوم نگاه شوم قصه جدایی رو برام نوشت


نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
زخمی ام زخمی سرا پا می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته هستم خسته، آیا می شناسیدم؟
راه شش صد ساله ای از دفتر حافظ
تا غزل های شما، آیا می شناسیدم؟
این زمانم گر چه ابره تیره پوشیدست
من همان خورشیدم اما می شناسیدم؟
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا را می شناسیدم؟
می شناسد چشم هایم چهره هاتان را
همچنانی که شما ها می شناسیدم
این چنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا می شناسیدم؟
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رود های روح دریا می شناسیدم
اصل من بودم، بهانه بود فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا می شناسیدم؟
در کف فرهاد تیغه من نهادم من
من بریدم بیستون را می شناسیدم؟
مسخ کرده چهره ام را گر چه این ایام
با همین دیدار حتی می شناسیدم؟
من همانم آشنای سال های دور
رفته ام از یادتان، یا می شناسیدم؟


