نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
هیچ وقت دوست داشتنت را فراموش نمیکنم.
اين روزها درختان نيز گريانند،
مانند چشمهاي من.
شايد آنها هم منتظر كسي باشند،
مانند من....
يا آنكه از دوري يار خود غمناك اند،
مانند من
من لحظات را مي گذرانم.بي تو، ولي با ياد تو.
تو هميشه در كنارم هستي.
وقتي بيمارم، دستهايت مرا نوازش مي دهد.
وقتي كه در درياي طوفاني دلم، سوار بر كشتي اشك هستم تو در كنارم هستی و تنهایم نمیگذاری
وقتي كه دلتنگت هستم، با خنده هاي قشنگت، آرامش را بر دلم مي نشاني.
وقتي كه شراره هاي غم همچون تيرهاي سهمگين قلب مرا نشانه مي
روند،اين ترنم هاي زيباي صدايت هستند كه براي قلبم سپري محكم و نفوذ
ناپذير مي سازند.
ای تمام هستی من
دستانم را به سويت گشوده ام، تا دستانت را در دستانم قرار دهي،
ومن با بوييدن دستهاي معطر و خشبوي تو جان تازه اي میگیرم..............................

|+| نوشته شده توسط عاشق در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 16:25 |


