نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
تکیه گاه.
در شب خاموش و سرد بی کسی
تکیه گاه آخرینی
تو برام مثل نمای چشمه سار
تشنگی رو از وجودم می بری
در سکوت مبهم عشقی بزرگ
تو طنین آرزوهای منی
مثل خورشیدی که می تابی به شهر
رنگ هستی بر وجودم می زنی

|+| نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 19:28 |
اهای اهای کبوترا.
اهای!ایا از او شنیده اید؟ اهای اهای !کبوترا شاپرکا قاصدکا اهای نسیم رهگذر ای مرغک شانه به سر ای گل سرخ اقاقیا نسترن و شقایقا ای کوچه های پر نفس ای پنجره های در قفس ایا از او شنیده اید ؟ ا یا او را به جایی دیده اید ؟ او را که با من اشناست در خلوتم اوج صداست.![]()

|+| نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 18:9 |
تقدیم به نیوشای عزیزم که حالا قدرشو بیشتر میدونم.
نیوشا جان این گل تقدیم به تو که عزیز ترین منی البته این گل ناچیزه
|+| نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 18:6 |


