زندگی شو جا گذاشته توی ماجرای عشقت
تو یه اسمی که همیشه می مونه تو خاطراتم
پا گذاشتی و پریدی من هنوز تو ماجراتم
من یه دلداده یه خسته تو کتابای نبسته
تویی عکس یه عروسک که تو ایینه نشسته
کاش دلش نیاد زمونه برای ما کم نذاره
کاش که دنیا ما دو تا رو سر راه هم بزاره

سلام دوستان.
من برای اولین بار دارم توی این وبلاگ مینویسم راستش من اصلا نمیتونم احساساتم با نوشتن بیان کنم .
امروز نیوشا با من قهر کرده نمیدونم چرا ولی از همینجا این گل رو به اون تقدیم میکنم و میگم که اگه کار اشتباهی کردم و باعث ناراحتی تو شدم منو ببخش و منت کشی منو قبول کن خودت میدونی من چقدر دوستت دارم و اگه حرفی زدم یا عصبانی شدم از ته دلم نبوده .
دوستت دارم![]()
![]()
![]()
چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمیدونم
دیگه بسمه شکستن نمیخوام عاشق بمونم
آهسته و بي دغدغه گامهايم را روي برگها گذاشتم،گورستان نارنجي در نظرم
مثل بوستاني پر گل آمد و قامت بر افراشته سپيدارهاي زرين پوش،همچو پناهگاهي
بي اتكا در برابر تابش بي رمق خورشيد در مقابلم جلوه گر شد.سرمست از باده زندگي در
زير اين همه زيبايي و شكوه پاييز،گام بر داشتم و در حيرت زيبايي مرگ درختان به فكر فرو رفتم
مگر مي شود جز در قاموس خدا،جاي ديگر،مرگي بدين زيبايي يافت؟پرواز روح زندگي گياه را اينگونه
روياگون تماشا كرد و بر خزانش اشك نريخت ؟ به راستي ، مگر مي شود........................................

هيچ كس در عشق با من تا نكرد
عـقـده هـاي بسـتـه ام را وا نكرد
هـيـچ دسـتي با رفـاقـت وا نـشــد
هـيـچ كس عشق مـرا معـنا نكرد
ســالــها ايـن كــويــر را كــســي
آشـنـا بـا لـحـظـه ديـداري نـكـرد
وعـده دادن دل بريـدن كـيـنـه ها
با دلـم كـس بـهـتـراز ايـنها نكرد





