تبليغاتX
نیوشا, دختر رویاهای من...

manotoashegh

عاشق

manotoashegh

http://manotoashegh.blogfa.com

نیوشا, دختر رویاهای من...

نیوشا, دختر رویاهای من...

نیوشا, دختر رویاهای من...

تقدیم به عزیز تر از جانم نیوشا.


تو همون ستاره هستی تو شب دلواپسی هام

تو همون موج مسافر توی عمق بی کسی هام

تو همون فرشته ی نجابت تکیه گاه خستگی هام

تو همون طلوع سرخی آخر شکستگی هام

تو همون اوج امیدی توی لحظه های زیبا

تو همون گمشده هستی واسه مجنون تو یه لیلا

تو همون بطن عبوری توی جاده های مهتاب

تو همون مرحم دردی واسه ی قلبای بی تاب

من همون یه دشت تنها زیر رگبار مصیبت

تو همون عاشق خسته خفته در یه جای خلوت

من همون گریه ی پنهون روی گونه های لرزون

تو همون خنده زیبا روی شونه های بارون...

نیوشا خیلی دوستت دارم...خیلی.
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....

نیوشا, دختر رویاهای من...

نیوشا, دختر رویاهای من...
تقدیم به فرشته آسمانیه من....نیوشا....
من!!
                    من یه   قلبم  که  هنوزم  می زنه برای عشقت

                     زندگی شو   جا  گذاشته  توی ماجرای عشقت

                     تو یه اسمی که همیشه  می مونه  تو  خاطراتم

                     پا  گذاشتی   و  پریدی من  هنوز  تو  ماجراتم

                     من  یه    دلداده    یه  خسته  تو کتابای   نبسته

                     تویی  عکس  یه  عروسک که  تو ایینه نشسته

                     کاش  دلش  نیاد   زمونه  برای  ما  کم  نذاره

                     کاش  که  دنیا  ما  دو تا رو سر راه هم بزاره

 

|+| نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 15:58 |
؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط عاشق در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 19:18 |
منت کشی.

سلام دوستان.

من برای اولین بار دارم توی این وبلاگ مینویسم راستش من اصلا نمیتونم احساساتم با نوشتن بیان کنم .

امروز نیوشا با من قهر کرده نمیدونم چرا ولی از همینجا این گل رو به اون تقدیم میکنم و میگم که اگه کار اشتباهی کردم و باعث ناراحتی تو شدم منو ببخش و منت کشی منو قبول کن خودت میدونی من چقدر دوستت دارم و اگه حرفی زدم یا عصبانی شدم از ته دلم نبوده .

دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط عاشق در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 19:15 |
احساس.

چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمیدونم

دیگه بسمه شکستن نمیخوام عاشق بمونم

|+| نوشته شده توسط عاشق در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 19:10 |
تنها شدیم باز!!!خدایا کمکمون کن...
|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 17:0 |
تقدیم به تو.

آهسته و بي دغدغه گامهايم را روي برگها گذاشتم،گورستان نارنجي در نظرم


 

مثل بوستاني پر گل آمد و قامت بر افراشته سپيدارهاي زرين پوش،همچو پناهگاهي


 

بي اتكا در برابر تابش بي رمق خورشيد در مقابلم جلوه گر شد.سرمست از باده زندگي در


 

زير اين همه زيبايي و شكوه پاييز،گام بر داشتم و در حيرت زيبايي مرگ درختان به فكر فرو رفتم


 

مگر مي شود جز در قاموس خدا،جاي ديگر،مرگي بدين زيبايي يافت؟پرواز روح زندگي گياه را اينگونه


 

 روياگون تماشا كرد و بر خزانش اشك نريخت ؟ به  راستي ، مگر مي شود........................................

دل بركم

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 16:57 |
کویر عشق.

هيچ كس در عشق با من تا نكرد

عـقـده هـاي بسـتـه ام را وا نكرد

هـيـچ دسـتي با رفـاقـت وا نـشــد

هـيـچ كس عشق مـرا معـنا نكرد

ســالــها ايـن كــويــر را كــســي

آشـنـا بـا لـحـظـه ديـداري نـكـرد

وعـده دادن دل بريـدن كـيـنـه ها

با دلـم كـس بـهـتـراز ايـنها نكرد

|+| نوشته شده توسط عاشق در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 16:53 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ