با یه رنگ سرخ زیبا مثل برگای شقایق
تو کتاب عشق نوشته : غم و غصه واسه عاشق
نوشته عاشق همیشه توی بحر غم می مونه
دل عاشم نمی شه آواز شادی بخونه
آخه اونکه جونُ قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
این دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره
واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره
دل من خیلی شبا رو مونسه غصه ُ درده
تل شادیه قلبش عمریه خاموش ُ سرده
می شه خوند از تو نگاهش همه ی دردا رو باهم
چشماشم همیشه داره راز غصه ها رو با غم
آخه اونکه جونُ قلبش توی زندونی اسیره
توی این زندون نباشه طفلکی دلش می گیره
تو کتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاکن
توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن
هرگز هرگز هرگز
بي تو نميخندم
بي تو بر دل عشقي هرگز نميبندم
خدا خدا خدايا
اگر به کام من جهان نگرداني
جهان بسوزانم
اگر خدا خدايا مرا بگرياني
من اسمانت راز غم بگريانم
منم که در دل ز نامرادي فسانه ها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم
دنيا فروغ ارزوها که رنج جستجورا پايان تويي
تو بيا که بي تو اه سردم که بي تو موج دردم گرما تويي
هرگز هرگز هرگز بي تو نميخندم
بي تو بر دل عشقي هرگز

نیوشا بی تو هرگز![]()

میگه :خدا هر کیو بیشتر دوست داره بیشتر بهش سختی می ده.
میگم: اینو واسه دلخوشیه آدمای بدبخت می گن.اون منو دوست نداره.
میگه:خدا صدای تو رو دوست داره می خواد بیشتر صداش کنی .
میگم : یعنی واقعا خدا صدای منو می شنوه ؟؟
میگه: خدا داره امتحانت میکنه می خواد ببینه صبرت چه قدره!
میگم: خودم بهش گفتم می دونه که صبرم خیلی کمه.
میگه: حتما صلاح خدا این بوده.
میگم: یعنی صلاح خدا اینه که من غصه بخورم؟
میگه: بعداز هر سختی آسونیه .
میگم: فکر نکنم دیگه عمرم به آسونی قد بده.
فدای چشمات اگه چشمام بارونیه
فدای چشمات اگه گریه ام پنهونیه
فدای چشمات اگه هنوز پریشونم به خاطر تو
فدای چشمات تلخی لحظه های من
فدای چشمات لرزیدن صدای من
فدای چشمات اگه خراب و داغونم به خاطر تو

در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت
در این کوه رودی است به نام صفا
در این رود آبراهی میرود به نام وفا
سر انجام این آبراه به آبگیری میریزد به نام وداع
بگذار گريه كنم براي عاطفه اي كه نيست
و
دنيايي كه انجمن حمايت از حيوانات دارد
اما انسان پا برهنه و عريان ميدود
مريخ را شناخته است اما هنوز
!

کوچه هاي عاشقي پر از صداي سازه،
واسه عاشق هميشه قشنگ و دلنوازه
حديث عشق و عاشقي يه دنيا رمز و رازه،
يه درياي بي انتهاست يه جاده درازه
همدم من يه قلبه پاک و بي رياست،
باغ دلم پر عطر ز احساس
من و دل همسفر و هم خونه هستيم،
هردومون عاشقيم و ديوونه هستيم
من و دل مثل دو يار سرسپرده،
نميره از يادمون عهدي که بستيم
اي عشق، اي عشق
تو چشمه ي آبي،
کي گفته که سرابي،
آرامش خوابي،
يه جرعه ي نابي
من و دل خوب ميدونيم دنيا به مويي بنده،
مي بازه زندگي شو هر کي نگه نخنده
اي عشق اي عشق
آ.... حالا ....
من و دل خوب ميدونيم دنيا به مويي بنده،
مي بازه زندگي شو هر کي نگه نخنده
دل عاشق
کوچه هاي عاشقي پر از صداي سازه،
واسه عاشق هميشه قشنگ و دلنوازه
حديث عشق و عاشقي يه دنيا رمز و رازه،
يه درياي بي انتهاست يه جاده درازه
همدم من يه قلبه پاک و بي رياست،
باغ دلم پر عطر ز احساس
من و دل همسفر و هم خونه هستيم،
هر رو مون عاشقيم و ديوونه هستيم
من و دل مثل دو يار سرسپرده،
نميره از يادمون عهدي که بستيم
اي عشق، اي عشق
تو چشمه ي آبي،
کي گفته که سرابي،
آرامش خوابي،
يه جرعه ي نابي
من و دل خوب ميدونيم دنيا به مويي بنده،
مي بازه زندگي شو هر کي نگه نخنده
اي عشق اي عشق
نیوشا جان دوستت دارم![]()
![]()
بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم، چون همه چیزم تویی.
نمی خوابم که خوابتو ببینم، چون خیال تو خوش تر از خوابه.
اگه یه روز چشمات پر اشک شد، دنبال شونه ای گشتی تا گریه کنی، صدام کن،
قول نمی دم اشکاتوپاک کنم، منم باهات گریه میکنم.
اگه دنبال مجسمه ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی، صدام کن،
قول می دم ساکت بمونم.
اگه دنبال خرابه ایی گشتی تا نفرت رو در اون دفع کنی صدام کن، قلبم تنها خرابه ی وجود توست.
اگه یه روز صدات کردم که بهت احتیاج دارم ، بهم نه نگو...

نیوشا جان من تو رو دوست ندارم من تو رو میپرستم![]()

اینو واسه تو گفتم
از نزدیک ترین نقطه تا فاصله ایست بسیار
اما چشمانت در قالب خاطرم نقش بسته است
سراسر وجودم از سکوت غم انگیزی لبریز است
چگونه باید بیندیشم اری چگونه
آب ائینه شده است برای دیدنت
و تو هم چون ماه هستی برای پرستیدن
آه کدام فاصله را باید طی کرد تا به نقطه دیگر رسید
می ترسم می ترسم شیطنت های ماهی ها تو را از من بگیرد
می ترسم


